سلام
! سلام فاصله ي ميان ما
رو شستن صبح
بر آبهاي كنارت باد مگر خون دعا كرده اي
كه اينهمه نامه هاي من
تنها از اين زمستان تا آن زمستان
يكي به بهار مي رسد
سلام خون چاقو خورده
اسفند 79