آرشيو پيوندها ارتباط با ما درباره پرپرونكا صفحه نخست لينكهاي روزانه
[ پرپرونكا ]
  وبلاگ
مجله الكترونيكي ادب و هنر
بازگشت به مجموعه اشعار  

اين رشد عجيب

دويدن در جاده ها صداي شيرين آبها را باز مي كند

يك كيلومتر بعد همه شيهه كشيديم در تنم

كه قدم به قدم قايقي راندم

تا آخرش كه بوي ماهي از خانه برون شد آبي .

با قامتي كه دستم نمي آيي

از خودم بر خودم ميوه مي دزدم

پايش مي شكنم

آيا تو بچه هاي مرا مرده اي

رشد صد ساعته دارد در دام

كيلويي چند مي آيي باهام ؟

 

روي خط افق رانه ام

فكرام را بوق مي زنم

سيگار علامت حضور توست

اگر بر گردم سنگ روشن مي شود

تغيير مسير يعني اين :

ماه بالاي دريا چه است

جيرجيركها پايين يك هايكو منتظر شاعرند

 

اين جوري بلند مي شوم چند ضلعي

يك گوشه ام يكي يكي را كشته

يك گوشه ام پليس مي آيد

گوشه ي سوم همه چيز نوشته مي شود

گوشه ي چهارم من در زندانم

با زنم گفتم :

خودمي يا خودتي

اصلا گاهي مرا مفقودالاجل ديده اي!؟

چايي را آورد ميان خنده هايم ريخت و گفت :

چرا مثل ديوانه ها مي زني به زندگي از دور كه مي آيي ؟

چشم پوشيدم و بولدوزر را آوردم به پاي خورد و خوراكم

تا از خودم بردارم همه ي چشمهايي كه شيطان توي آن بمب گذاشته بود

براي حمله به خيالاتم

پس اكنون مي خندم دو ساعت تمام

تا به افتخار شما بچرخانم

پمپ بنزين ها را

ادكلن ها را مي زنم به چاك

اه چه كارهاي مسخره اي مي رويد از كلمات

الله اكبر! از اين همه نفرين كه مي برند برات

اما اگر خسته نيستيد

اين رشد عجيب را بدهيد به روزنامه ها

با دو تا تصوير غريب از اين شعر

هنگام سپيده دم مرا كيفيت چشم تو كافيست

79

 

[ پرپرونكا ]