نگاهي به مجموعه شعر : من پسري ساده براي بهار هستم
امير پويا
در نگاه شاعر : من پسري ساده براي بهار هستم . همه چيز براي اتفاق افتادن در زبان نوبت گرفته است . گويي هجوم اشياء و جانداران و مناظر ... و همه آنچه كه نا خود آگاه شاعر را سالها انباشته اند . و شادي و درد با خود آورده اند . فرصت استثنايي خود را در جاني مي جويند . كه پر تلاطم از بي قراري و سرعت است :
گفتم زلزله مي آيد / تو مهربان مي شوي/ مادر و اتاق هاي اجاره يي مان مردند / من معلم شدم / و همه تخته هاي سياه را روشن كردم / كنار الف جوي آبي كشيدم / كنار ب همه ي بانگ ها را خط زدم ... شعر 10
محيط شاعري ست از نسل امروز كه حركت اشباح شده گي را در زواياي نگاه و زبان با دقت يك شاعر حرفه اي پي گرفته و مي شناسد . به همين جهت با تكيه متن تثبيت شد . و روي آوري به زيبا شناسي سيال ‘ شعري متفاوت در سه بازوي ساختار رائه مي دهد . اما اين متفاوت نويسي را تا آنجا پاي نمي فشرد . كه حسي غير مطبوع و مصنوع بر شعرش سايه اندازد . چرا كه او شاعري تجربه گر است كه علاقه مند به رويت شعرش در نزد مخاطب مي باشد . البته اين را بايد به حساب هوشمندي شاعر گذاشت كه نگران مخاطبي مي ماند . كه مي خواهد اولين مجموعه شعر او را دروني خود كند
خواب مي بينم / ستاره ي گمشده ي راه شيري ام / پسري چيني كه از يك ميليارد نفر هم كمتر بود / و ... شعر 8
سطرها با ويژگي هاي حسي و زباني شاعر يكي يكي جاي خود را در شعر پيدا مي كند. و از هم مي گذرند – و در تداخلي تو در تو فضايي متكثر را بوجود مي آورند . فضايي كه قرائت هاي مختلفي از آن در خوانند . لايه به لايه شكل مي گيرد من كودك با قرص هاي سرما خوردگي بودم / كسي مرا از ميان مينياتور قرمز كرده است / بعد بليط اين جا تا حافظ كه رفت كجاي خليج و نرفت / مي گويم و سوار فضاي هند مي شود اين شعر ... شعر26
شاعر با جاني پر از انرژي شعر – و پر از جسارت و جنون و شهر ‘ را از ايستگاهي حدس نزدني شروع مي كند . و با فرار از هر گونه ابر روايت ‘ با جزيي نگري – و نشان دادن نديده ها – شعر را از زمان هاي گوناگون مي گذارند . و در نهايت اجرايي نو را به سامان مي رساند .
كمي اسب / كمي البرز و يك عقاب با پاهاي بلند / دو سه روز خسته در كوچه هاي يك بيمارستان / يا گلي كه از سلول هاي تو چيده اند ... شعر 23
بيان شعر محيط نه بسوي گفتار ورزي محض و افراطي كه شعر را از بعد فرهيختگي پايين مي آورد ‘ گرايش دارد . و نه به سوي ادبيتي تام – بلكه او سعي مي كند . با پر رنگ كردن لحن در وهله اول – اجراي شعرش را ما بين گفتار و نوشتار و استفاده از امكانات اين دو – شكل دهد . بطوريكه موسيقي توليد شده – شعر را براي خواننده زمزمه پذير مي كند . و اين خود حسن مهمي است كه محيط مي تواند ادامه آن را در ظرفيت هاي ديگر پي بگيرد . نمونه اين گونه شعر ها در دفتر از شماره بالايي برخوردارند ...
در كل محيط يا اولين مجموعه اش انتظاراتي را از شعر خود برانگيخته است : پسر ساده بهار خط و ربط ويژگي هاي خود را نشان داده است . پس به انتظار ادامه اش مي نشينم.
|