در تاریخ شنبه, فوریه 6th, 2010 at

هرچه بیشتر تو زندگیه اونایی که کاری فکری کردن، اونایی که چیزی نوشتن ،ساختن بیشتر غور می کنم می بینم همه شون افسرده، غمزده،و دپرس بودن اولین نتیجه ای که می گیرم اینه حتمامن بی فکرم دیگه.
اما واقعا نمی دونم خدا چرا این همه انرژی را به من داده که نمی تونم یه جا بنشینم، ساکت باشم، اذیت نکنم؟
احساس می کنم هر چی سنم بالاتر میره این شور و هیجان آگاهانه تر و تثبیت شده تر می شه.
بعضی وقتا می گم می تونست تقسیم کنه بین چند نفر
می گم اگه نمی فهمیدم که این انرژی رو دارم راحت تر بودم حالم داره از این همه آلفا که متصاعد می کنم به هم می خوره.می خوام کنترلشون کنم. اما نمی دونم چه طوری. این روزا یه دفعه همشون را آزاد می کنم. و بعد هیچی ندارم. و می رم تو خودم. و فکر می کنم. و فکر می کنم.
شاید من تظاهر به شادی می کنم و در در واقع آدم غمناکی هستم. شاید ادای خوشحالی را در میارم.
اساسا اگر هم که تظاهر باشه آن قدر تکرار شده که از تصنع فاصله گرفته و برای خودم دیگه به باور تبدیل شده .
واقعا نمی دانم اگر روزی مجبور شم بین این سرخوشی و هنر اندوهبار یکی را انتخاب کنم، چه کنم .
فعلا باید یه جا را به هم بریزم. اینجوری نمی شه. تا بعد…
زیر نویس:
۱٫اونوقتا که تازه فیلم تایتانیک اومده بود کشتی که داشت غرق می شد یه عده نوازنده داشتند همین جور می زدن و می خوندن. گفتم عجب آدم باحالیه این کامرون. چند سال بعد که داشتم درباره کشتی واقعیه تایتانیک می خوندم دیدم این تصویر را جمیز کامرون دقیقا از آنچه در آن کشتی اتفاق افتاده گرفته یعنی یه تصویر عینی تاریخی. اینجا بود که با اون آدما حال کردم. و آرزو کردم مثل اونا بشم.
۲٫ تو یکی از کتابای زمان دبیرستان یه قصه بود که مردی در چاهی در حال افتادن است که در آن چاه پر از مار و عقرب است. دستش را به بوته ای گرفته که موش ها دارن ریشه هاش را می جوند . حالا این آدم می بیند بغل دستش یه کندوی عسله انگشت می زنه و از شیرینی آن می چشه و لذت می بره معلممون می گفت عجب آدم احمقی و بعد می نشست و ساعت ها درباره آن توضیح می داد. الان فهمیدم چه معلم های احمقی داشته ام.

نظرات

 1 
salar:

می دونی بزرگترین دروغ دنیا چیه؟

این است که مادرلحظه ای خاص تسلط آنچه برای مان پیش می آید را ازدست می دهیم وسرنوشت برزندگی مان مسلط می شود این بزرگترین دروغ دنیاست

فوریه 7th, 2010 در زمان
 2 

با زندگی هم میشه شوخی
کرد؟

فوریه 7th, 2010 در زمان
 3 
خورشید شب:

سلام . خیلی جالب بود . خوشحالم که میبینم خیلی پر انرژی و خوشحالی دقیقا مثل همون وقتات !

فوریه 8th, 2010 در زمان
 4 
وروجک:

تا به حرف های قشنگی که می زنی عمل نکنی هیچ کس به تو اعتماد نخواهد کرد

فوریه 8th, 2010 در زمان

سلام مجید جان. خوبی؟ بابا تو که موبایلت همیشه خاموشه…
در چه حالی؟

فوریه 8th, 2010 در زمان
 6 

گریه و خنده فقط واکنش هستن. مهم اون دردیه که مثه خوره همیشه هست. و روح رو صیقل می ده. حالا شما بخندی یا گریه کنی هیچ تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نمیشه.

فوریه 10th, 2010 در زمان
 7 
تایتانیک:

مشکل اینه که همش افاضاته.

فوریه 12th, 2010 در زمان

نظری بدهید

نام
ایمیل (منتشر نمیشود)
وبسایت
بنویسید:

تچر آی تی